خط داستانی
دو زوج از همسایگی زندگی می کنند و کیم من سُک با دوچرخه در سپیده دم شیر می برد. او ناسزا زیاد می گوید اما قلب گرمی دارد. روزی که از شیب بالا می رود با خانم سونگ، زنی تنها که با جمع آوری و فروش کاغذ بازیافتی امرار معاش می کند، روبه رو می شود و احساس خاصی نسبت به او می یابد. جانگ کون بونگ در پارکینگ کار می کند و همسری دارد که از آلزایمر رنج می برد. او از سپیده تا دیر وقت کار می کند و پس از کار به خانه می آید و از همسرش مراقبت می کند.