خط داستانی
ژِه، یک الکلی پنجاه ساله، در بندر لیسبون کار می کند و بسته ها را بارگیری و تخلیه می کند. ژِه هرگز محله اش را ترک نکرده و پس اندازش را پنهان می کند تا روزی بتواند یکی از کشتی های کروز غول پیکر را سوار شود که هر روز می بیند. وقتی همسر حسودش پول او را می دزدد، ژِه هر کار که لازم باشد انجام خواهد داد تا آرزویش را برآورده کند.