خط داستانی
در نخستین فیلم بلند خود، ماری-مادلنا کوچووایا، با استفاده از شخصیت جونا، شانزده-هفده ساله، پدیده «کودکان شیشهای» را بررسی میکند؛ کودکانی که به دلیل داشتن برادر یا خواهری با نیازهای ویژه توسط خانواده بیتوجه میشوند، هرچند کجراه ناخواسته. آنها اغلب احساس ناپیدا بودن میکنند، مشکلاتشان همواره کمتر از بقیه مهم در نظر گرفته میشود و انتظار میرود کمک کنند تا از برادر یا خواهر معلول مراقبت کنند. جونا در آستانه فارغالتحصیلی از دبیرستان است و باید تصمیم بگیرد که خانه را ترک کند تا تحصیل کند یا بماند تا به والدینش کمک کند. روایت بسیار حساس از ماهیت عشق میان خواهران و برادران که اینبار «دیگری» را در اولویت مینشاند.