خط داستانی
نوئل دختری یازده ساله است که کریسمس را دوست ندارد. سه سال است از جدایی والدینش با پدرش زندگی میکند، اما پدرش در هر کریسمس مشغول کار است و او نمیتواند با دوستان مدرسهاش بازی کند. در شب کریسمس تنها نوئل در آسانسور آپارتمان خود را به کارخانه عظیمی میبرد که متعلق به سانتا کلاز است. سانتا کلاز به صورت سازمانی به شکل شرکت با شعار «بهطور سریع، مطمئن و پنهان» درآمده است. این تیم سفارش میگیرد و با حفظ سریترین پوششها هدیههای برتر را به کودکان میرساند. نوئل با چند دوست جدید روبهرو میشود و با سورتمهای که به راه میافتند هدیهها را ارسال میکنند.