خط داستانی
Xu Guanjie مادرش وقتی کودک بود ناپدید شد و هرگاه از مادرش یاد میشد پدرش خشمگین میشد و قوانین شرکت اجازه اضافهکاری پس از ساعت ده شب نمیدادند؛ با وجود محبت زیادی که زنان نسبت به Xu دارند، گاهی همکاران زن وجود دارند، اما گم شدن مادرش قلب او را لمس کرده است و با خواهش همکاران تصمیم میگیرد به خانهٔ ارواح متروکه که سالهاست بسته است برود تا با کمت را روی تابلو اویی جادوگر اتفاقاتی را آزاد کند و از آن به بعد با ارواح بیعدالتی تسخیر میشود و رازش با اویی جادوگر فابر آشکار میشود، جنگی میان نسلها را روشن میکند