خط داستانی
دختری ششده ساله به نام جکوب میخواهد مادرش هلن را از چنگال پدرش ایمانوئل که معتاد و قمارباز است و به صورت منظم به او آزار میپردازد نجات دهد. داستان ما شب فرار بزرگ آغاز میشود زمانی که جکوب موفق میشود طرحی دقیق برای خروج از خانه پدری به کار بیندازد. شب قبل از فرار او رویا مهمی میبیند که به او شهامت میدهد و انگیزه میدهد تا اقدام کند. در این رویا کاریکاتوری که جکوب در اوقات فراغتش طراحی میکند با نام «پروجکت نوآر» به زندگی میآید و شخصیتها که بازتابی از واقعیت بیماریگونهای هستند که او در آن زندگی میکند به طرز عجیبی رویدادهای آن شب را پیشبینی میکنند.