پس از زنده ماندن از یک حادثه، علیف، هنرمند میکرو نقاشی، از سوی پزشک خود مطلع میشود که حافظهاش به طور کامل بهبود نیافته است. وقتی زنی که ادعا میکند مادرش است به دیدن او میآید، علیف شروع به احساس میکند که چیزی اشتباه است—او چهرهاش را نمیشناسد و مشکوک است که ممکن است او مادرش نباشد.