یک ایدهآلیست 17 ساله باید رشتهاش را در دانشگاه انتخاب کند و اعلام میکند که احساس نزدیکی بیشتری به خدا میکند. تفکر درباره عضویت در یک فرقه مذهبی بسته، سوالاتی را در مورد اصول لیبرال پدر و عمهاش به وجود میآورد، عمهای که معتقد است او باید زندگیای را که میخواهد انتخاب کند اما قبل از آن باید زندگی را تجربه کند.