خط داستانی
در سال هزار و نهصد و شصت و هشت در بیست و شش سالگی پتر کالیکو مطمئن بود می تواند خودروی بهتری از هر کس بسازد او پولی که در ساخت و ساز به دست آورد را خبره کرد و همه چیز را روی خط گذاشت تا با جایگاه خود در صنعت خودرو رقابت کند سه سال بعد خودروی او روی جلد مجله رود و ترک شد و در نمایشگاه اتومبیل بین المللی نیویورک با تحسین منتقدان روبرو شد اما سرنوشت ضربه زد و خودرویی که به نام مومو سراب شناخته می شد تنها رویای آینده شد و برای بیش از چهل سال پتر را سنگینی می کرد