خط داستانی
مکس از روزمرگی شهرش ناامید است که هیچ کس تا به حال از آن خارج نشده است. اما وقتی مکس به دریشی سیاه میرسد که apparently به «خارج» میانتهی میشود زندگیاش به هم میخورد و احتمال فرار در او پدید میآید
مکس از روزمرگی شهرش ناامید است که هیچ کس تا به حال از آن خارج نشده است. اما وقتی مکس به دریشی سیاه میرسد که apparently به «خارج» میانتهی میشود زندگیاش به هم میخورد و احتمال فرار در او پدید میآید