"در اوکراین کار نیست،" پدرم گفت، وقتی که در 18 سالگی به زندگی من آمد. او از من دعوت کرد تا به او در جمهوری چک بپیوندم. نامههای او (2003–2007) درباره زندگی تنهایی در خارج، آرزویی را برای فراموش نکردن دوره تحول در اوکراین به تصویر میکشد. صدای راوی متعلق به شخصی است که در واقعیت وجود ندارد، تا بهتر با صدای شخصی که در زندگی من وجود ندارد، همخوانی داشته باشد، اما صدای او را هنگام خواندن نامههایی که به کسی نوشته شده که شاید او نیز وجود نداشته باشد، میشنوم.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.