خط داستانی
لیاودمیلا ایوانونا ۸۳ ساله است و حافظهاش دچار مشکل است؛ او نوهای را بزرگ میکند. آلیوشا ۱۶ سال دارد، دبیرستان را تمام میکند و برای ورود به دانشگاه آماده میشود. روزی یکشنبه صبح، پلیس وارد خانه میشود و آلیوشا را دستگیر میکند. لیاودمیلا ایوانونا در مییابد که پسرزادهاش چه کار کرده است. واژگان «میم» و «رِیوِت» و «افراطگرایی» واژههایی آشنا برای او نیستند و این آغاز سفر او در زندگی پسرزاده و مشکلات اجتماعی حومهٔ روسیه است.