خون و تیغ در برف
Blood and Blades in the Snow
در چهاردهمین سال از دوران وانلی در سلسله مینگ سردار مرزی ژان چونون به دلیل همکاری با دزدان دریای ژاپنی توسط مقامات معتمد فاسد به خطر میافتد و تمام خانوادهاش اعدام میشوند پسرش ژان هان فرار میکند و در شهر چینچوان با شیائهو یونگ آشنا میشود و عاشقش میشود اما به زودی میفهمد پدر او در پرونده پدر او دخیل بوده است با افشاء تدریجی حقیقت ژان هان در نهایت به انتقام خود دست مییابد و به فرماندهی نگهبانان امپراتوری میرسد و به پاکسازی فساد ادامه میدهد