خط داستانی
ماکس و تیکلوتژه شرکت تئاتری ناموفق دارند. وقتی تیکلوتژه رامون - همراه وفادار سنت نیکلاس - گیتار میزند و آواز میخواند را میبیند، تصمیم میگیرد هر دو او و اسلِخت ویِرداگند را که اسب وفادار سنت نیکلاس است، به دام بیاندازد. سنت نیکلاس ناامید میشود، اما در نهایت دوباره جمع میکند و به در خانهها میگردد تا لیستهای آرزوی کودکان را جمعآوری کند. ماجرایی با حضور افراد گوناگون آغاز میشود تا او زمان را برای نجات زوج بیشانس به حرکت درآورد.