خط داستانی
وقتی ترس حاکم می شود و سکوت پناه گاه می شود، سرنوشت یک نفر مقدمه سرنوشت همه می شود. خلاصه: زهرا کوچک از خانه بیرون می رود تا از رودخانه کوچک نزدیک آب بگیرد اما هرگز باز نمی گردد. در حالی که ترس شاهد رویداد گم شدن او را خاموش می سازد، تخیل جمعی روستا قصه ای از گم شدن او می سازد؛ داستانی که به جهان ممنوعه تعلق دارد