خط داستانی
شادی دزد است به آنجالی کمک می کند تا خواننده شود و عاشق او شود اما رمانشان وقتی نامزدی او با پسری دیگر تثبیت می شود، قطع می گردد. مادرخوانده آنجالی، مادیبی، شادی را دزد دانسته و از خانه اش بیرون می اندازد. آنجالی تلاش می کند تا شادی را دریابد. به هنگام یک مراسم داستان زندگی اش را برای حاضرین می گوید و به شادی پیشنهاد می دهد و او را می پذیرد.