خط داستانی
اسکارلت به کارمای شدیداً معتقد است و یک شب تفریحی در شهر وقتی خراب میشود که او دشمن مادامالعمرش را با دوستپسر سابقش میبیند. این اتفاق او را به یک درهٔ دیوانگیانداز وارد میکند. در این لحظه، به اسکارلت کتابی از جادوی سیاه هدیه داده میشود و کلید بُر میخورد. با قدرتی که کتاب در اختیار دارد، اسکارلت درمییابد که انتقام بهمراتب رضایتبخشتر از بخشش است.