میخواهم به ماهیگیری بروم
Хочу на рыбалку
والِرا، مرد خانوادهای که گرفتار ضربالعجلها و بیخوابیهاست، در آرزوی رهایی از بردگی شرکت و شرکت در یک تورنمنت افسانهای ماهیگیری رودس (رودد) پمدار میشود. اما گفتن «نه» قاطع به رئیس سمیِ او دشوارتر از به دام انداختن یک نهنگ با یک جِیگ است، بنابراین سفر به بدنۀ آب مطلوب به جستوجویی دیوانهوار برای بقا در کارهای بیپایان و داد و ستد شلوغ و دیوانهوار دفتر تبدیل میشود.