خط داستانی
مردی اسرارآمیز، «نقاش»، تعقیب کننده است که همیشه با «راننده» همراه است. راننده با دختر استونیایی که در کلوپ سربازان امریکا کار می کند رابطه دارد. او به خاطر بدهی قمار پدرش در چندین منطقه می چرخد. روزی سربازی به خاطر رابطه آنها دیوانه می شود و او دوست دخترش و دوست پسرش را جلوی نقاش می کشد. عصبانی شدن نقاش به هیولا تبدیل می شود و قدرت اسرارآمیز او او را به استونی هدایت می کند.