خط داستانی
اورلئان شهری است استانی روسیه در کنار دریاچه نمکی به نام یاوروفویه. شهر با شیطنتی پنهان درهم آمیخته است. اما این شیطان عظیم نیست. این شیطان از نوعی روزمرگی و عادی است: لیدا، آرایشگر، روابطی بیحد و حصر دارد و پس از آن سقطهای متوالی؛ رودیک، پزشک، از طریق موقعیتش به تعداد بیپایانی از زنان دست مییابد و به پدر فلجش که با او زندگی میکند بیتوجهی میکند و امیدوار است پیرمرد به زودی بمیرد؛ افسر محلی قانون از کشتن هیچ چشمداشتی ندارد؛ جادوگر سیرک محلی ممکن است زنها را در روی صحنه نصف کند... روزی مردی اسرارآمیز در این شهر آرامپای ظاهر میشود. او با عنوان ناقض اجراکننده کار میکند: دستنوشتهٔ کارت ویزیتش همین است...