خط داستانی
یک خانواده که هنوز از مرگ تصادفی یکی از دخترانشان در حال شوک هستند، پس از یک تعطیلات یک ماهه ناموفق به خانه برمیگردند و با ربکا، یک خانهنشین به ظاهر خوشبرخورد، روبرو میشوند. از آنجایی که آنها زودتر برگشتهاند، ربکا جایی برای رفتن ندارد، بنابراین خانواده او را دعوت میکنند تا بماند. در ابتدا، ربکا نعمت بزرگی به نظر میرسد—او آشپزی میکند، تمیز میکند و لباسها را میشوید؛ اما خانواده به زودی متوجه میشوند که این زن به اندازهای که به نظر میرسد بیگناه و سالم نیست.