خط داستانی
هِنریکاس کارمند میانیسال دفتر است. کار او یک روال بیپایان و اعمال تکراری با ریتم مکانیکی است. او تنها زندگی میکند و در دنیای مخفی و رنگارنگ خودش چیزها را که مالكشان است خواهان کمک به صاحبشان هستند. آنها او را به سمت نوار سفید طولانی و عجیب میکشانند که از میان خیابانها، حیاطها و فضاهای گوناگون میگذرد. این امر او را به شادی، آزادی ذهن و رضایت از بودنِ خودش میرساند. نوروتین.