خط داستانی
دوبروپلیا شهری در شرق اوکراین است: چهل و پنج کیلومتری از مرز که درگیری با جمهوریهای جداشده جریان دارد و مردم همواره احساس میکنند در آستانه جنگی تمامعیار هستند. عدم قطعیت آینده مردم را وادار میکند به عادتهای روزمره خود بچسبند و با تحولات سیاسی همواره متغیر کنار بیایند. مجموعهای از کاراکترهای با تفاوتهای شدید سعی میکنند با دشواریهای شهریشان کنار بیایند. گروهی از موسیقی متال باستانی تمرین میکند، معلمی بازدیدکنندگان را از شهر روایت میکند، صندلی ارتعاشی به عنوان ابزار مقابله با استرس آزمایش میشود و پیرزنی که پسرش را از دست داده سعی میکند به هممیهنانش برای پذیرش صلح فکر دهد.