خط داستانی
گویزی بازیکن فوتبال فوق العاده ای است، اما تقدیر ضربات مکرر به سویشان می فرستد. آن ها با بیماری نادری به مدت یازده سال زندگی می کنند؛ در این مدت شش بار شدیداً بیمار شدند، یازده بار فلج شدند و چهار بار شنوایی خود را از دست دادند. با این حال به زندگی با روحيه بازیگوش و مصمم ادامه می دهند. همجنس گرایی، ناتوانی، زندگی، عشق، محبت و بقا از جمله قطعاتی هستند که برای پازل خود به کار می برند تا خویشتن حقیقی خود را بسازند.