خط داستانی
«تیبلی کاردانِی باغ» در بیهار، داستان دختری به نام تیبلی است که مدرسه رقص میدارد. تیبلی نماد آرمانها و رویاهای دختر کوچک محله است. آنها همگی روزی به پرواز درآیند، دوست دارند هوای تازه نفس بکشند. بدبیاریشان این است که هوای اطرافشان آلوده و گرد و غبارآلود است. دو گروه سیاسی در کاردانِی باغ بسیار بیثبات و خشن هستند. اگر صبح با نام آرزوها بماند، غروب، خشونت خونین چیره میشود. با این حال، تیبلی بالهای ظریف دارد. او رنگارنگ است. و این مردان خشن میخواهند او را رام کنند. میخواهند بالهای او را خرد کنند. میخواهند او را مالک خود بدانند. آیا آنها موفق به قفس کردن او خواهند شد یا او راهی پیدا میکند و به عنوان پروانهای که همچون جرقه برق آنها را شوکه میکند، درخواهد آمد؟