خط داستانی
سایم از خانه فرار میکند، زمانی که نامادریاش سعی کرد هنگام مستی او را اغواء کند. جید استرس را با رانندگی خیلی سریع از بین میبرد. خودروی جید برای هیچ دلیل مشخصی متوقف نمیشود و سایم آن را برای او تعمیر میکند. او در نهایت برای شام به خانهٔ او میرود و پس از این که هنگام نجات خانوادهٔ او از یک سرقت هدف گلوله میخورد، سایم به عنوان باغبان خانواده استخدام میشود و بعدها به عنوان مکانیک شرکت خودروی خانواده کار میکند. به زودی به فردی بدل میشود که به تمام مشکلات او گوش میدهد. به این ترتیب سایم و جید شروع به داشتن احساس نسبت به یکدیگر میکنند.